یادگیری ماشین
شنیدن واژه هایی چون “هوش”، “هوشمندی”، “روبات”،”یادگیری”، “تکامل یافتن” و … در سر کلاس های این ترم مرا به وجد می آورد. درست به اندازه یک بستنی خوردن ، یا شاید بیشتر ، ذهنم را غلغلک میدهند و عطش ام را برای خواندن و خواندن و یادگرفتن، بیشتر و بیشتر می کنند. هنگامی که ذوق زده و پر انرژی از کلاس ها بیرون می آیم با خودم فکر می کنم که چه چیز باعث شد تا یک عمر این همه مزخرفات مخابراتی ها را ، که البته برای من مزخرف بود و برای خودشان حرف عشق، تحمل کنم. چقدر خسته بودم بعد از هر کلاس و قبل از هر کلاس از شنیدن واژه های تکراری سیگنال به نویز و توان و تداخل و هزار قصه بافی دیگر.
پی نوشت: تنها خوبی اون روزها به یادگار ماندن ریاضیاتی است که امروز باعث می شود از شنیدن اسم مبارک “مارکوف” و “اندازه گیری اطلاعات درخت” و دیدن احتمالات آنچنانی رعشه بر اندامم نیافتد و دهانم باز نماند. حتی اگر چیزی هم به یاد نیاورم ، کمترین فایده اش آن است که می دانم در کدام کتاب و کدام فصل و کدام صفحه باید به دنبال اش بگردم و دوباره بخوانمش.
[...] مهسا از مدرسهاش می گوید، بخوانید. [...]
مهسا جونم کلی خوشحالم برات….موفق باشی زیییییییاااااااادددد
داری چه کار میکنی که از این درسها داری؟!
دارم RL می خوانم! درس هایم نیز همه حول حوش همان است و پروژه درس هایم نیز روباتیکی است
روزاي شلوغ و پركار، هميشه لذت بخشن، وقتي بتوني كاري انجام بدي و برات نتيجه داشته باشه …
موفق باشي.
ببینم وبلاگ را ترشی انداختی؟
may I have your email?
I like to know how you applied for RL , althoiugh you have telecommunication background?
Sure! I would be glad to help you, my email is: mahsa.maghami at gmail dot com