قصه دمپایی ما

پاییز دو سال پیش بود ، یا شاید بشود گفت دقیقا دو سال پیش همین موقع ها، که ما مدتی رفتیم کیش…یادم می آید موقع اش خیلی جور نبود و هزار اتفاق ناجور افتاد و فاصله بین ناجور و جورش چند ساعت بیش نبود … اما ما بالاخره جورش کردیم . از روز [...]

Tomorrow!ٰ